تبليغاتX
سحر گل عاشق
اگر سهم من از این همه ستاره سوسوی غریبی است غمی نیست !همین انتظار رسیدن شب، برایم کافی است
كل بازديدها:
افراد آنلاین:


سحر گل عاشق












WwW.Template-Ir.Tk




آسمان  زرد است به سان

 

 روزی غبار گرفته یا

 

بغضی فروشکسته در حنجره

 

من تلخم و

 

و زهری به رنگ زندگی تمام عروق مرا سیطره کرده

 

 چون عشق تو که قلبم را

 

با تو سخن نمی گویم 

 

 و برای تو نمی نویسم

 

چرا که که نه شنیدن بلدی و نه خواندن

 

گیرم هردو را بدانی

 

مگر فهمیدن می دانی

 

من برای ابرها می نویسم  می گریند

 

با صدایی بلند

 

و برای آسمان می گویم

 

غروبش را دیده ای؟

 

 آه حیات مرا مردابها فرا گرفته اند

 

نیلوفران مرده اند 

 

 و قورباقه ها زندگی ام را بسان زهر خنده ای چندش آور فریاد می کنند


 برگرفته از چشم براه باران

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم آبان 1387ساعت 18:52  توسط سحر سهرابی  |